تبلیغات
سیمای کوهمره سرخی( بزرگترین وبلاگ کوهمره) - کوهمره و طوایف آن
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391

کوهمره و طوایف آن

• نوشته شده توسط: ADMIN

مقاله ای بسیار جالب برگرفته از سایت عبدالله شهبازی محقق و پژوهشگر کوهمره سرخی www.shahbazi.org

در صورت وجود نظرات مخالف درج میگردد. 

کوهمره و طوایف آن

اوّلین بار ملا جلال‌ منجم،[9] در ذیل وقایع سال 998 ق.، از منطقه‌ای کوهستانی و جنگلی، که در میانه سه شهر شیراز و فیروزآباد و کازرون واقع شده و آخرین شاخه جنوبی و پایان جبال زاگرس به‌شمار می‌رود، با نام «کوهمره» یاد کرده است.

در تقسیمات سنتی، کوهمره به سه بخش تقسیم می‌شود: کوهمره نودان، کوهمره جروق و کوهمره سُرخی. کوهمره از دوران ساسانی مأوای قبایلی شبانکاره بود که در متون بازمانده از سده‌های نخستین اسلامی ایشان را «کُردان فارس» نامیده‌اند. مراد از «کُرد» معنای امروزین آن نیست؛ قوم معینی که در سرزمین کردستان می‌زیند. در آن زمان، «کُرد» به معنی قبایل کوچ‌نشین دامدار بود. بعدها، واژه‌های «عشایر» (از ریشه عربی «عشیرت») و «ایلات» (از ریشه ترکی «اِل»= ایل) جایگزین واژه فارسی «کُرد» شد. مناطقی که این قبایل کوچ‌نشین در آن می‌زیستند «رَم» (جمع آن «رَموم») نامیده می‌شد. اسامی چون «تنگ رَم»[10] (درّه محل استقرار عشایر) بازمانده از آن زمان است.

در دوران ساسانی و قرون اوّلیه اسلامی، فارس به پنج «رَم» (ناحیه عشایرنشین) تقسیم می‌شد: رم گیلویه (جیلویه)، رم لوالگان (لوالجان)، رم دیوان، رم بازنگان (بازنجان)، رم کاریان.[11] اصطخری (متوفی 346 ق.) و ابن‌حوقل (متوفی حوالی 367 ق.) از کثرت عشایر فارس در آن عصر سخن می‌گویند و «جوم‌های کردان» فارس را بیش از پانصد هزار خانه می‌دانند. به‌نوشته اصطخری،

«و جوم‌های کردان بیش از آن است کی در شمار آید، و گویند کی در پارس پانصد هزار خانه بیش باشد کی زمستان و تابستان به چراگاه‌ها نشینند و کس باشد از ایشان کی دویست مرد پیوسته دارد از چوپان و مزدور و شاگرد و غلام و آنچ به این ماند. و عدد ایشان نتوان شناخت مگر از دیوان صدقات.»[12]

و ابن‌حوقل می‌نویسد:

«اکراد فارس بیش از پانصد هزار خانواده‌اند و هر طایفه‌ای کمابیش هزار سوار دارد. این طوایف جز گروه اندکی که در نواحی سردسیر سکونت دارند، در زمستان و تابستان به چراگاه‌ها و قشلاق‌ها و ییلاق‌ها می‌روند... طوایف کرد سازوبرگ و نیرو و مردان و دواب و ستور به اندازه فراوان دارند تا آنجا که اگر سلطان به سرزمین آن‌ها تجاوز کند یا قصد ستمکاری داشته باشد کار بر وی دشوار می‌شود... اکراد بانشاط و توانگرند و طریقه آنان در کسب مال و طلب مرتع چون طریقه عرب است؛ و گویند که آنان بیش از صد طایفه‌اند و من سی و اند طایفه را ذکر کردم.»[13]

مؤلفین قرون اوّلیه اسلامی حدود جغرافیایی این «رَموم»، نواحی عشایرنشین، را ذکر کرده‌اند. انطباق داده‌های تاریخی بر جغرافیای طبیعی و قبیله‌ای فارس روشن می‌کند که منطقه کنونی کوهمره همان «رَم دیوان» است. این «رَم» در جنوب شیراز، در حدفاصل کوره‌های شاپورخره (کازرون کنونی) و اردشیرخره (فیروزآباد کنونی)، واقع بود. علت تسمیه آن به «دیوان»، وقوع آن در جوار شهر شیراز، «مقر دیار پارس»، و بهره‌گیری از مالیات آن برای مصارف دیوانی بود. اصطخری رَم گیلویه را از دیگر رَموم فارس بزرگ‌تر[14] و مَقدسی (375 ق.) رَم دیوان را بزرگ‌ترین آن‌ها خوانده‌اند.[15]

همین طوایف کوه‌نشین مستقر در «رَم دیوان»‌اند که در سال 83 ق.، در زمان خلافت عبدالملک بن مروان، پنجمین خلیفه اموی، به قیام عبدالرحمن بن اشعث کندی،[16] سردار نامدار آن عصر، علیه فرمانروای فاسد عراق، حجاج بن یوسف ثقفی،[17] یاری رسانیدند. در این قیام، تعدادی از برجسته‌ترین رجال شیعی زمانه و اصحاب ائمه (ع)، سعید بن جبیر[18] و ابراهیم نخعی[19] و عطیه عوفی،[20] در کنار عبدالرحمن بودند. ابن‌اثیر می‌نویسد:

«چون عبدالرحمن از نبردگاه مسکن واپس گریخت، حجاج سر در پی وی نهاد... و روانه شدند تا به شاپور [کازرون] رسیدند. کُردان بر گرد او فراهم آمدند...»[21]

این کُردان شاپور فارس به جز طوایف کوه‌نشین کوهمره کسان دیگر نمی‌توانند باشند. به این دلیل، و دلایل دیگر، است که من، در مقاله «ایل»، مندرج در دائرة‌المعارف تشیع، طوایف کوهمره را از نخستین عشایر ایرانی خواندم که به تشیع گرویدند.

در سده چهارم هجری، اصطخری و ابن‌حوقل و مَقدسی هر یک نام چند قبیله از بیش از یکصد قبیله «کُردان فارس» را ذکر کرده‌اند. در این میان سه نام آشناست: مهرکیان، شاهکانیان و سُهرکیان.

امروزه بقایای طایفه مهرکی موجود است و در تنگ کره‌داشی، در همسایگی طایفه بُگی سُرخی، مأوا دارد. مهرکیان، قطعاً با الهام از داستان شاپور ساسانی و دختر مهرک نوش‌زاد در شاهنامه فردوسی، برای خود اسطوره‌ای دارند. می‌گویند: در روزگاران کهن مهرکیان قبیله‌ای بزرگ بودند و مأوای‌شان تنگ مهرک. پادشاه در خواب می‌بیند که مهرکیان بنیاد تاج‌وتخت او را برخواهند انداخت و به قتل‌عام قبیله دست می‌زند. از آنان تنها یک دختر زیبا بر جای می‌ماند که در کوه خرقه (فراشبند) نزد چوپان پیری پناه می‌گیرد. روزی بر سر چاه در حال آب کشیدن بوده که پسر پادشاه می‌رسد، دختر را به همسری می‌گیرد و از او نسل مهرکیان بر جای می‌ماند.[22]

شاهکانیان تحریف شده «شکانیان» است. در فارسنامه ابن‌بلخی این نام به شکل درست آن، «شکانیان»، ثبت شده؛ مردم منطقه‌ای که امروزه بلوک چنارفاریاب و کوه بیل و کوه مروک و کوهمره جروق را در برمی‌گیرد. این سرزمین، شامل بخش غربی کوهمره سُرخی و تمامی کوهمره جروق، در کناره رود قره‌آقاج واقع است. این رود بزرگ در دوره ساسانی «رود شکان» نامیده می‌شد و جنگل‌ها و جبال جنوبی آن «شکانات» نام داشت. طوایف این خطه، آرندی و بککی در کوهمره سُرخی و مهبودی و سایر طوایف کوهمره جروق، بازمانده از دوره ساسانی‌اند. مختصات زبان‌شناختی و مردم شناختی فیزیکی ایشان کاملاً بارز است.

سُهرکیان نیز سُرخیان کنونی‌اند. در گویش کهن سُرخی نام این قبیله «سُهری» است و هنوز نیز مردم کهن‌سال سُرخی خود را «سُهری» می‌خوانند. در زبان فارسی «سُهر» همان «سُرخ» است.

علاوه بر مختصات مردم‌شناسی جسمانی،[23] گویش اصیل و کهن سُرخی، و سایر طوایف و روستاهای کوهمره، دلیل دیگر است بر این مدعا. گویش سُرخی فرهنگی زنده از گویش دوره ساسانی است.

از نظر زبان‌شناختی، گویش مردم منطقه کوهستانی- جنگلی پهناوری را، که در شرق با کوهمره نودان در کازرون آغاز می‌شود، کوهمره جروق و سُرخی را در جنوب شیراز در برمی‌گیرد و در غرب به طوایف گُلکی و کُرکونی و مِهرکی در حوالی فیروزآباد می‌رسد، باید تحت عنوان «گویش کوهمره‌ای» طبقه‌بندی کرد.

این گویش‌ بازمانده از دوره ساسانی و حاوی واژگان بکر و اصیلی است که در فرهنگ‌های لغت یافت نمی‌شود. برای مثال، سُرخی‌ها می‌گویند: هونی [houni] (بنشین)، هونی [houney] (بفرمایید بنشینید)، خووتم [Khovatom] (خوابیدم)، افتو شه زن [aftow she zen] (آفتاب طلوع کرد)، اشتسم [eshtesam] (رفته‌ام)، بشتم [beshtom] (رفتم)، اندسم [andesam] (آمده‌ام)، اندم [andam] (آمدم)، ات میس هوشه [et meys houshe] (باید می‌رفتی)، هوشوم [houshoum] (برویم)، هوشوم هوختوم [houshum houkhatum] (بریم بخوابیم)، خااشت [kha esht] (جویدن)، مم گته [mem gote] (من گفتم)، اش گته [esh gote] (او گفت)، اش نگته [esh nagote] (او نگفت)، کبله [keble] (قبله)، کهرون [kohroun] (قرآن).

زبان‌شناسانی چون اسکار مان (1867-1917) آلمانی در مسیر جاده شیراز- بوشهر از برخی روستاهای کوهمره دیدن کرده و اصالت و بکارت گویش‌های بومی را متوجه شده‌اند ولی به دلیل ناآشنایی با منطقه این گویش‌ها را به نام همان روستا ثبت کرده‌اند. اسکار مان در رساله گویش‌های تاجیکی استان فارس،[24] گویش برخی روستاهای مسیر حرکت خود در کوهمره (ماصرم، بورنجان و غیره) را «تاجیکی» نامیده به این دلیل که راهنمایان او ترک بودند و ترکان فارس مردم غیرترک را «تاجیک» می‌خوانند. این اطلاق غلط است. مردم کوهمره نه تنها خود را تاجیک نمی‌دانند بلکه، مانند ترکان قشقایی، غیرعشایر را «تاجیک» می‌خوانند. ارانسکی نیز، براساس تألیف اسکار مان، گویش روستاهای فوق را «تاجیکی» نامیده است. ولی او کمی بعد گویش دو روستای دیگر کوهمره، کلانی و عبدوئی، را «کردی» خوانده است.[25] گویش روستاهای بورنجون و کلانی و عبدوئی مشابه گویش سُرخی است ولی به دلیل آمیزش با گویش لری بکارت خود را تا حدودی از دست داده است. گویش‌های منطقه لارستان و دو روستای بنو و خلار (حومه شیراز) به گویش کوهمره‌ای نزدیک است. گویش اصیل مردم دشتستان مشابه با گویش سُرخی است.

به دلیل ناآشنایی زبان‌شناسان ایرانی با دانش مردم‌شناسی، و عدم شناخت ایشان از طوایف کوه‌نشین کوهمره و پیشینه غنی تاریخی این منطقه، بی‌دقتی فوق امروزه نیز تکرار می‌شود. یک نمونه، پژوهش آقای عبدالنبی سلامی در گویش‌ برخی روستاهای کوهمره و کازرون است. ایشان، به‌رغم تلاش در خور ستایش، صرفاً به دلیل همجواری برخی روستاها، گویش‌هایی نامرتبط و نامتجانس را در یک کتاب گرد آورده‌اند.[26]

از دوران کهن، کوهمره در تقسیمات کشوری واحدی مستقل به‌شمار می‌رفت. در سده‌های نخستین اسلامی «رَم دیوان» به «رَم حسین بن صالح» معروف بود یعنی ریاست منطقه را فردی به این نام داشت؛ همان‌گونه که رَم گیلویه به دلیل حکومت گیلویه مهرگان بن روزبه بر این منطقه به نام فوق شهرت یافت. به‌نوشته اصطخری، بر درگاه «پادشاهان» رَم‌ها «هزار سوار کمتر و بیش‌تر باشد.» و «مهتر» رَم دیوان، در زمان اصطخری، «آزاد مرد بن کوهستان کُرد بود و آن ریاست همچنان در فرزندان اوست.»[27]

قریب به دو سده پس از تألیف کتاب اصطخری (نیمه اوّل سده چهارم هجری)، ابن‌بلخی، در دهه نخست سده ششم هجری،[28] «شبانکارگان و کُردان» ساکن منطقه کنونی کوهمره را «مسعودیان» می‌خواند به این دلیل که «مُقدّم» ایشان «امیرویه مسعودی» است. به‌نوشته ابن‌بلخی، امیرویه مسعودی دو پسر مجدالدوله «شاهنشاه ری» را، که فیروزآباد در اقطاع ایشان بود، بکشت و این شهر را به دست گرفت و «قومی شدند و پس بیش‌ترین اعمال شاپورخوره [کازرون] به دست گرفت و قوی شد.» فضلویه «ایشان را برکشید و قلعه سُهاره بدیشان داد» و رکن‌الدوله خمارتگین، والی فارس در زمان سلطان جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی، اقطاعی اندک به ایشان داد. تا سرانجام، ابوسعد به کازرون تاخت و امیرویه را در شبیخون بکشت و از او پسری وشتاسف نام بر جای ماند که به حسویه پیوست و او فیروزآباد را بر وی مقرر داشت. سپس، اتابک چاولی به فارس آمد و «همگان را قمع کرد و از معروفان ایشان سیاه میل مانده است و تنی چند، دو از پسران ابوالهیج، و دیگر اتباع‌اند.»[29]

بدینسان، اوج اقتدار «مسعودیان»، عشایر شرق کوهمره، در دوران حکومت فضلویه بن حسویه، رئیس قبیله رامانی و بنیانگذار ملوک شبانکاره فارس، است. نام فضلویه «فضل بن حسن» بود که در گویش عشایر فارس او را «فضلویه بن حسویه» می‌خواندند. در دوران انحطاط آل‌بویه، فضلویه سپهسالار (فرمانده کل قشون) بود. او در سال 448 ق.، به کمک سایر سران عشایر به سلطنت دیالمه پایان داد، بر فارس مستولی شد و گُشناباد را، قلعه‌ای در میانه فسا و نی‌ریز و داراب، مقر خود قرار داد.

[فضلویه] «بر هر ناحیتی از مملکت فارس امیری از شبانکاره [ایلات] برگماشت و طرق و شوارع را منتظم ساخت و بلادی که در اواخر دولت دیالمه از جنگ‌های پی در پی در فارس خراب شده بود به آبادی رسانید و مقر امارت و حکومت خود را گاهی شیراز و گاهی داراب قرار داد و شکستگی‌های مملکت را اصلاح نموده، چندین سال لوای اقتدار بر همگنان افراشت.»[30]

فضلویه سال‌ها از طریق مماشات با سلجوقیان، در مقام تابع ایشان، بر فارس حکومت کرد تا سرانجام در سال 464 ق. کارش به جنگ کشید؛ از سلطان الب‌ارسلان سلجوقی شکست خورد و کشته شد. پس از او، اتابکان شبانکاره، یا بنی‌فضلویه، در بخشی از فارس و کرمان حکومت کردند تا سرانجام در سال 756 ق. به دست آل‌مظفر منقرض شدند.

بر اساس گزارش‌های مندرج در منابع متعدد تاریخی، در حوالی نیمه سده پنجم هجری، مسعودیان، چون سایر قبایل بزرگ «شبانکاره» یا «کُرد» [= عشایر] فارس (اسماعیلیان و کرزوبیان و شکانیان) در شورش رامانیان، به رهبری فضلویه، حضور فعال داشتند. پس از قتل امیرویه مسعودی و فضلویه رامانی، امیر شبانکارگان فارس، حسویه (حسنویه) از شبانکارگان اسماعیلی،[31] که قلعه ایج (ایگ) اصطهبان مقرش بود، حکومت فیروزآباد را به وشتاسف، پسر امیرویه مسعودی، داد. در یورش اتابک چاولی (اتابک جلال‌الدین جاولی)، امیر نامدار و سفاک سلجوقی، به فارس (502 ق.) بیش‌تر شبانکارگان، به‌ویژه قبایل مسعودی و کرزوبی و شکانی، قتل‌عام شدند تا در سال 510 ق. چاولی بمرد و، به‌نوشته فسایی، «جماعتی را از خوف آسوده داشت.»[32]

شکانیان همان طوایف شکانات‌اند که محدوده جغرافیایی آن را، در جنوب رود شکان (رود قره‌آقاج کنونی)، ذکر کردم؛ که منطبق است با کوه مروک و کوهمره جروق و بلوک چنارفاریاب. بککیان بازماندگان این قبایل‌اند. کرزوبیان در بخش غربی کوهمره، نزدیک‌تر به شهر کازرون، می‌زیستند و مسعودیان در شرق کوهمره در مجاورت با فیروزآباد. مسعودیان و کرزوبیان، هر دو، در زمان حکومت فضلویه، کازرون و نواحی پیرامون آن را در دست داشتند.

«قلعه سُهاره»، که در زمان اقتدار فضلویه مقر مسعودیان بود، همان قلعه سُهره امروز است که، طبق روایات شفاهی سُرخیان کهن‌سال، اقامتگاه دیرین سُرخی بوده است. این دژ به دلیل اقامت قبیله «سُهری= سُهرکیه» (سُرخی) «سُهره» نام گرفت. ابن‌بلخی در اوائل سده ششم هجری قلعه فوق را چنین توصیف کرد:

«کوهی است عظیم به چهار فرسنگی فیروزآباد و عمارت این قلعه مسعودیان کردند و جایی نیکو است و هوای آن سردسیر و آب‌هاء خوش و در میان آبادانی‌ها است و خراب نمی‌توان کردن، کی شبانکاره به دست گیرند و بزرگ جایی است و غله سال‌ها بماند.»[33]

در سده چهارم هجری، اصطخری و ابن‌حوقل و مَقدسی از قلعه سُهره نام نبرده‌اند. پس، این سخن ابن‌بلخی درست است که «مسعودیان» این دژ را بنا کردند. و این نیز درست است که «مسعودیان» ابن‌بلخی همان «سُهریان» اصطخری و ابن‌حوقل و مَقدسی‌اند که در اوائل سده ششم هجری در فارس ایشان را به‌نام رئیس قدرتمندشان، امیرویه مسعودی، می‌شناختند. این روّیه امروز نیز مرسوم است که قبیله‌ای با نام سران نامدارش شهرت یابد.

  

شکانات و رود جرشیق دوره ساسانی (بلوک چنارفاریاب و رود ماصرم کنونی)

شکانات دوره ساسانی (کوه بیل)

 

پل سبوک دوره ساسانی (1360، عبدالله شهبازی)
«رود جرشیق از روستای ماصرم خیزد و به روستای مسگان در شود و به زیر پول سبوک گذرد
پولی قدیم است از سنگ برآورده.« (مسالک و ممالک اصطخری، قرن چهارم هجری، ص 108)

[چرا این پل را در زمره میراث فرهنگی ثبت نمی کنند؟
حتی در زمان اصطخری نیز «پلی قدیم» بوده است. شهبازی، 11 فروردین 1387]

پل سبوک دوره ساسانی (1375، عبدالله شهبازی)

اسناد کهن طوایف سُرخی، که در بخش نخست این رساله درج شد، نکات مهم دیگری را نیز، از منظر مردم‌شناسی ایلات و عشایر ایران، مدلل می‌سازد:

چنان‌که در اسناد فوق دیدیم، سازمان سیاسی طوایف سُرخی از گذشته دور بر «ساختار عشیره‌ای» و «نظام ریش‌سفیدی» استوار بود و خاندان پدری من ریش‌سفیدان و معتمدان مردم کوهمره و سُرخی بودند. این سنتی است که پس از انتقال کلانتری کوهمره به پدربزرگم، ملا شهباز سُرخی، و اعطای لقب «خانی» به او، نیز تداوم یافت. درباره ملا حاجی بابا ناصرو، ریش‌سفید سُرخی، پیش‌تر سخن گفته‎ام. برجسته‌ترین «ریش‌سفید» سُرخی در دوران پهلوی حاج جهانزیر رحمانی (متوفی 1340)، از تبار کلّه رحمان، رئیس طوایف سُرخی و ریش‌سفید کوهمره در دوران ناصری، بود. پس از فوت ملا حاجی بابا (1356)، ملا ملک منصور رحمانی (متوقی 1384)، از تبار کله رحمان، به عنوان ریش‌سفید سُرخی و امین و ضابط بنچاق‌های ایشان شناخته می‌شد.

این تفاوت می‌کند با فرایند تکوین و پیدایش آن ایلات و عشایری که بر بنیاد رابطه «خان» و «رعیت» و بر محور مالکیت خصوصی رئیس ایل بر زمین (ملک و مرتع) پدید آمدند. علی گلاویژ در رساله پایان‌نامه خود «زمین» را «مسئله مرکزی در پیدایش عشیرت» در کردستان می‌داند.[34] او می‌نویسد:

«اسناد تاریخی نشان می‌دهد که مالکیت اراضی عشیرتی به‌طور عمده از دو طریق زیر به‌وجود می‌آید: 1- اشغال مستقیم اراضی و 2- تفویض خاک به صورت تیول جنگی از جانب حکومت به این یا آن گروه. طریقه دوّم نیز اکثراً و عملاً به درجات مختلف با کمک اشغال جامه عمل به خود می‌پوشید. در اسناد راجع به عشایر کردستان قبل از قرن نوزدهم و حتی در فولکلورهای موجود تاکنون به دلیل یا شاهدی تصادف نکرده‌ایم که نشان دهد یک عشیرت کردستان از طریق خرید معمولی زمین به دست آورده باشد. با وجود این می‌توان احتمال داد که در گذشته‌ها این و یا آن عشیرت کردستان استثنائاً از طریق خرید زمین به دست آورده باشد و "خرید" زمین نیز در زندگی عشیره‌ای نقشی بازی کرده باشد. ولی اگر چنین "خریدهایی" هم وجود داشته باشد، بدون ترس از مبالغه می‌توان ادعا کرد که آن "خرید" نه در مقابل فروش داوطلبانه بلکه اکثراً با اعمال جبر و اجبار به فروش همراه بوده است.»[35]

گلاویژ نمونه‌های متعدد نشان می‌دهد از جمله فرایند پیدایش عشیرت مکری در سده پانزدهم میلادی را، که بر محور اقتدار شخصی به‌نام سیف‌الدین و با سیطره قهرآمیز او بر ناحیه دریاس پدید آمد.[36] و عشیرت سنجابی که بر محور خوانین سنجابی تکوین یافت.

به‌نوشته گلاویژ، بختیار خان، از مؤسسین عشیرت سنجابی در آغاز سده نوزدهم «حتی به اندازه قبر یک آدم زمین و ملک نداشت.» او در اراضی ملاکان کرمانشاهان رعیتی می‌کرد. پسرش، حسن خان، نیز سالیان متمادی در قریه سه تپه، متعلق به داراب خان، به اندازه دو جفت گاو رعیت بود. در زمان خشکسالی کار او بالا گرفت و، از طریق احتکار و معامله گندم و وام دادن به مالکین، به مالک چند روستا بدل شد. «وی پس از این‌که به صورت یک صاحب زمین بزرگ درآمد توانست عشیرت سنجابی را هم پایه‌گذاری کند.»

قبل از آن، سنجابی‌ها جزء طایفه زنگنه بودند. از آن پس، طوایف مختلف در پیرامون این خوانین گرد آمدند. مثلاً، طایفه عباسوند (هواسوند) در نیمه دوّم سده هیجدهم میلادی در ناحیه زهاب زندگی می‌کرد و پیرو مذهب تسنن بود. ولی به تأثیر از سید یعقوب گوران به سلک اهل حق گروید و به اراضی امروز سنجابی‌ها نقل مکان کرد. حکومت، اراضی طایفه جلیلوند را، که از محل خود کوچ کرده و این اراضی خالی از سکنه بود، به مرادعلی و لطفعلی، دو برادر از سران عباسوند، واگذار کرد. سپس، گروه‌های دیگر از عراق و شیراز به این نواحی مهاجرت کردند و به عباسوندها پیوستند. این طایفه ناهمگون پس از مدتی به ایل سنجابی پیوست و از چهار دسته نیروهای مسلح، که سنجابی‌ها موظف بودند در اختیار دولت قرار دهند، یک دسته را متقبل و بدینسان جزء ایل سنجابی شد. حسن خان، اولین رئیس ایل سنجابی، معاصر با اواخر سلطنت فتحعلی‌شاه بود و حكم ریاست خود را از والی كرمانشاه گرفت.[37]

چنان‌که در اسناد کهن طوایف سُرخی دیدیم، اگر ادعای گلاویژ در مورد کردستان درست باشد، در کوهمره عشیره چنین ویژگی نداشت؛ عشیره (طایفه) بر محور قدرت و ثروت و مالکیت رئیس عشیره (خان یا هر نام دیگر) بر «زمین» پدید نیامد؛ از دیرباز وجود داشت و حمایت آن اعتبار و اقتدار رئیس عشیره را سبب می‌شد.

برخلاف آن‌چه گلاویژ از کردستان ذکر کرده، در کوهمره تملک زمین تماماً بر معامله مشروع و قانونی استوار بود و اسناد معاملات به مُهر معتمدان کوهمره و سُرخی و گاه محضرداران رسمی شیراز ممهور می‌شد. در قبال زمین مورد معامله نیز پول قابل اعتنایی پرداخت می‌شد که بیانگر رونق دامداری و ارزش افزوده قابل توجه علوفه مراتع پس از تبدیل آن به گوشت قرمز در سده نوزدهم میلادی است.

اسناد کهن طوایف سُرخی در مسئله حقوق زنان، به‌ویژه در زمینه ارث، نیز حائز اهمیت مردم‌شناختی است:

بهمن‌بیگی جوان در پایان‌نامه دانشگاه تهران خود (چاپ اوّل، 1324) حق ارث‌بری زنان را در عشایر فارس بسیار محدود می‌کند تا بدان‌جا که می‌نویسد:

«در میان قبایل جنوب هر گاه مردی را پسر و دختری باشد که هر دو وفات نموده و از آنان اولاد ذکوری باز ماند، پس از مورث میراثش به اولاد پسر می‌رسد و پسر دختر اگر از گرسنگی هم بمیرد سهمی از مال جدّ مادری نخواهد داشت.»[38]

گلاویژ نیز همین ادعا را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

«محروم بودن دختران در عالم عشایری از حق ارث زمین از یک ضرورت ناشی می‌شد که آن هم ضرورت حفظ "تمامیت اراضی" حریم عشیرت بود. دختر، اگر از ارث ارضی پدر سهم می‌گرفت، می‌توانست وقت شوهر کردن آن را با خود به دیگران منتقل نماید و چنین جریانی می‌توانست حریم ارضی عشیرت و بالنتیجه خود عشیرت را متلاشی سازد.»[39]

بهمن‌بیگی و گلاویژ در مسئله ارث‌بری زنان در عشایر فارس و کردستان از فضای روشنفکری زمان خود متأثر بودند که گرته‌برداری از الگوی قبایل باستانی یونان و روم و تعمیم آن به عشایر ایران را تشویق می‌کرد. جمله‌ای که از گلاویژ، درباره علل محرومیت زنان از ارث برای حفظ تمامیت اراضی عشیرت، نقل کردم، اقتباس از جمله فریدریش انگلس، یکی از دو بنیانگذار مارکسیسم، است.[40] من در پایان‌نامه دانشگاه تهران خود این اشتباه را تکرار نکردم و نوشتم:

«در ایل سُرخی طبقه‌بندی وراث بر اساس فقه جعفری است... سلب ارث از دختر، علی‌رغم تمایل خود او، امکان‌پذیر نیست و در صورت بروز اختلاف ریش‌سفیدان ایل هماره از حق دختر در ارث‌بری حمایت کرده و این حمایت‌گری تا حدود زیادی دست برادران متعدی را کوتاه می‌سازد.»[41]

اسناد کهن طوایف سُرخی بیانگر بهره‌مندی کامل زنان کوهمره از حق ارث و مالکیت زمین است. در سند چهارم (1260 ق.) «علیاحضرت بی‌بی خانم بنت مرحمت پناه خواجه کاظم دارنجانی»، در سند ششم (1261 ق.) «علیاحضرت بی‌بی پریجان خانم بنت مرحمت پناه خواجه محمدحسین دارنجانی»، در سند دهم (1264 ق.) بی‌بی قابل بنت مزارع محمدیوسف سُرخی (خواهر مزیر ابوطالب و مزیر غلام و مزیر محمد در سند شماره دو) و بی‌بی دختر بست (دختر بس) بنت مرحوم مزارع جهان بخش سُرخی، در سند دوازدهم (1280 ق.) بی‌بی مهربانو بنت مرحوم دهدار محمدحسین سُرخی، و در سند چهاردهم (1281 ق.)، که به مهر نیایم ملا کرمعلی سُرخی ممهور است، «علیاشأنان بی‌بی پری خانم و بی‌بی فاطمه خانم و بی‌بی سلبی بنت مرحوم مزارع محمد سُرخی» املاک خود را می‌فروشند.

زنان در کوهمره از حقوق اجتماعی بیش‌تر برخوردار بودند از جمله حق شرط تعیین محل سکونت در زمان انعقاد عقد ازدواج. در قباله ازدواج پدر بزرگم، ملا شهباز کلانتر کوهمره، و همسرش، بی‌بی سلطنت بنت عبدالله خان دارنجانی، متعلق به 11 شعبان 1329 ق.، این شرط دیده می‌شود: «و ضمن العقد زوج مزبور اقرار و اعتراف نمود که زوجه مزبوره را بدون رضائها از قریه دارنجان بیرون نبرد.»

بهره‌مندی کامل زنان از ارث حتی در عشایر قشقایی نیز وجود داشت. موارد فراوان می‌توان ذکر کرد. یک نمونه، بانو گَشَسب،[42] خواهر سلطان محمد خان ایلخانی (متوفی 17 جمادی‌الثانی 1309 ق.)، است که به حاج بانو بی‌بی معروف بود. حاج نصرالله خان، ایلخان بعدی قشقایی که فردی طماع و نالایق بود، خواهر دیگر سلطان محمد خان را، به‌نام حاج قمر بی‌بی، به زنی گرفته بود. تنها وراث سلطان محمد خان این دو خواهر بودند. به‌رغم این‌که حاج نصرالله خان با حاج حسنعلی خان نصیرالملک و محمدرضا خان قوام‌الملک پیوند نزدیک داشت و دختر خود، شمس‌الزمان، را به همسری حبیب‌الله خان (قوام‌الملک بعدی) درآورد، نتوانست ارثیه کلان سلطان محمد خان را از چنگ خواهر زنش، حاج بانو بی‌بی، خارج کند. این ارثیه املاک پهناوری را در بر می‌گرفت چون خانیک و ماینک (فراشبند) و سده (آباده). حاج بانو بی‌بی به همسری حاج محمدکریم خان کشکولی، حاکم بهبهان و کازرون و نماینده ایل قشقایی در مجلس دوّم، درآمد و در نتیجه این ثروت از خاندان ایلخانی خارج شد. حاج بانو بی‌بی همان زنی است که محزون،[43] شاعر نامدار قشقایی، در ستایش از او چنین سرود:

بانوی بانوانم من، شوخ ابرو کمانم من

 

نیجه خان دُر، نیجه شاه دُر، چخب دولتسراسننن[44]

 

حاکم کازرانم من، نژاد ایلخانم من، چخب دولتسراسننن[45]

 

 

 

عقدنامه ملا شهباز خان کلانتر کوهمره و بی‌بی سلطنت بنت عبدالله خان دارنگانی (11 شعبان 1329 ق.)

«و ضمن العقد زوج مزبور اقرار و اعتراف نمود که زوجه مزبوره را بدون رضائها از قریه دارنجان بیرون نبرد.»

 

 

 

 صورت جهیزیه بی‌بی سلطنت دارنگانی

وفور تفنگ در این جهیزیه جالب است.

 

 

حاج محمدکریم خان کشکولی، نیای مادری‌ام، نماینده ایل قشقایی در مجلس دوّم مشروطه
(با کادر مشخص شده) ، نفر دیگر در همان ردیف شیخ ابراهیم زنجانی است.

 

 

حاج محمدکریم خان کشکولی، نماینده ایل قشقایی در مجلس دوّم مشروطه

با حکیم‌الملک (ابراهیم حکیمی) [نشسته] و نصرالله (اعتلاءالملک) خلعت‌بری [ایستاده]

 

 

مناجات به خط پدربزرگم، امرالله خان کشکولی


نظرات() 


برچسب ها: تاریخ کوهمره سرخی ، تاریخچه بزرگان کوهمره سرخی ، پل سبوک ، ارث در کوهمره سرخی ، فرهنگ کوهمره سرخی ، اسناد قدیمی کوهمره سرخی ،
iboysoft data recovery software
شنبه 12 مرداد 1398 07:55 ب.ظ
Hello it's me, I am also visiting this site on a regular basis,
this web page is truly fastidious and the people are really sharing fastidious thoughts.
http://viagrawwithoutdoctor.com/
سه شنبه 8 مرداد 1398 12:56 ق.ظ

Incredible plenty of fantastic information!
canadian pharmaceuticals for usa sales online drug store buy viagrow canadian prescription drugstore canadian pharmacys trust pharmacy of canada drugstore online shopping reviews canadian prescriptions online serc 24 mg north west pharmacy canada drugstore online shopping
שירותי ליווי ברמת גן
چهارشنبه 2 مرداد 1398 07:14 ب.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park
in Singapore. I'm having black coffee, he's having a cappuccino.
They're handsome. Brown hair slicked back, glasses that suit his face, hazel eyes and the most wonderful lips I've seen. They're
nice, with incredible arms plus a chest that is different about this sweater.

We're standing before of one another talking about our
everyday life, what you want money, what we're interested in on another person. He starts saying that they have been rejected a great deal of
times.

‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ', I have faith that He smiles at me, biting his lip.


‘Oh, I do not know. Everything happens for a reason right.
But figure out, can you reject me, can you Ana?' He said.



‘No, how could I?' , I replied

"So, utilize mind if I kissed you at this time?' he was quoted saying as I purchase closer to him and kiss him.

‘The next time don't ask, accomplish it.' I reply.

‘I enjoy how we think.' , he said.

For the time being, I start scrubbing my rearfoot within his leg, massaging it slowly. ‘What do you want in females? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘Everyone loves determined women. Someone you never know whatever they want. A person who won't say yes simply because I said yes. Someone who's unafraid when you attempt something mroe challenging,' he says. ‘I'm never afraid of trying new stuff, especially in relation to making new things in the bed room ', I intimate ‘And I love women who are direct, who cut from the chase, like you just did. Being
honest, that's a huge turn on.
sexy2call
دوشنبه 31 تیر 1398 08:33 ب.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.

I'm having black coffee, he's which has a cappuccino.

He or she is handsome. Brown hair slicked back, glasses that
suit his face, hazel eyes and the most wonderful lips I've seen. He could be
nice, with incredible arms along with a chest
that is different within this sweater. We're standing in front of one another discussing
our lives, what we'd like into the future, what we're searching for
on another person. He starts telling me that he has been rejected loads
of times.

‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never
reject you ', I say He smiles at me, biting his lip.

‘Oh, I can't know. Everything happens for a reason right.
But figure out, make use of reject me, can you Ana?' He said.



‘No, how could I?' , I replied

"So, can you mind if I kissed you at the moment?' he was quoted saying as I am much better him and kiss him.

‘The very next time don't ask, do it.' I reply.

‘I love the method that you think.' , he said.

For the time being, I start scrubbing my rearfoot in the leg, massaging it slowly. ‘Exactly what do you prefer in females? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I really like determined women. Someone that knows whatever they want. Somebody that won't say yes just because I said yes. Someone who's not scared when you try a new challenge,' he says. ‘I'm never afraid when you attempt interesting things, especially in terms of making a new challenge in the sack ', I intimate ‘And I love girls who are direct, who cut throughout the chase, like you merely did. Being
honest, that is a huge turn on.
sexy4escort
یکشنبه 30 تیر 1398 09:11 ب.ظ
"We have to build completely to another crescendo, cheri," he
said. "Therefore we can have an ending that will be as none before."

His smile was decadent, his eyes were full of lust, and also the soft skin of his
hard cock against my sex was having its intended effect. I'd been feeling a stronger arousal now as I felt his cock slide between my sensitive lips.
I felt the actual top of his cock push agonizingly at the doorway of my pussy, and I want to him to
thrust into me hard. Instead he pulled back and slid his hardness back as much as my clit.


I'm aching to have him inside, and I was able to tell that his need
to push that wonderful hard cock inside me was growing.
His moans grew to check mine, and I knew the sense of my wet pussy
lips on the head of his cock was getting an excessive amount for of us.


"Allow the finale begin," he stated, and then he slid the end of
his cock inside me.

We both gasped because held his cock there for any moment.
I contracted my pussy to drag him further inside, and then he threw
his head back with the sensation. Inch by excruciating inch he pushed his cock inside me,
and every time I squeezed my pussy around him. His cock
felt wonderful mainly because it filled me, but I need to it all inside me.

I rolled sideways and rested my leg against his shoulder, and
that he plunged his cock right in.
תיקון מזגן
شنبه 29 تیر 1398 12:37 ق.ظ
many thanks a whole lot this amazing site can be conventional plus simple
נערות ליווי ברמת גן
چهارشنبه 19 تیر 1398 01:37 ب.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.
I'm having black coffee, he's using a cappuccino.
They are handsome. Brown hair slicked back, glasses that are
great for his face, hazel eyes and the most wonderful lips I've seen.
He's well-built, with incredible arms including a chest that sticks out about this sweater.
We're standing right in front of each other speaking about our lives, what we want money, what we're interested
in on another person. He starts telling me that bigger
been rejected loads of times.

‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject
you ', I believe that He smiles at me, biting his lip.


‘Oh, I can't know. Everything happens for good reason right.
But identify, make use of reject me, can you Ana?' He said.



‘No, how could I?' , I replied

"So, utilize mind if I kissed you today?' he explained as I recieve far better him and kiss him.

‘Next occasion don't ask, simply do it.' I reply.

‘I'm keen on how you would think.' , he said.

Meanwhile, I start scrubbing my your back heel within his leg, massaging it slowly. ‘Precisely what do you wish in ladies? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I enjoy determined women. Someone that knows what you want. Somebody that won't say yes simply because I said yes. Someone who's unafraid of attempting interesting things,' he says. ‘I'm never afraid when you try new things, especially on the subject of making new things in the bedroom ', I intimate ‘And I enjoy females who are direct, who cut over the chase, like you just did. To be
honest, it really is a huge turn on.
click
سه شنبه 18 تیر 1398 05:16 ق.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging on blogs
I stumbleupon everyday. It will always be exciting to read articles from other writers
and practice something from other web sites.
נערת ליווי
پنجشنبه 13 تیر 1398 02:13 ب.ظ
"We have to build to a different crescendo, cheri," he said.

"And we will have an ending which will be as none before."

His smile was decadent, his eyes were loaded with lust, and also the soft skin of his hard cock against my
sex was having its intended effect. I was feeling a stronger arousal now as I felt his cock slide between my sensitive lips.
I felt the of his cock push agonizingly at the entrance of my pussy, and I wanted him to thrust into me hard.
Instead he pulled back and slid his hardness back
approximately my clit.

I had been aching to have him inside, and I possibly could tell that his have to push that wonderful
hard cock inside me was growing. His moans grew to suit
mine, and I knew the impression of my wet pussy lips within the head of his cock was getting excessive both
for of us.

"Permit finale begin," he stated, and the man slid the tip of his
cock inside me.

Both of us gasped because he held his cock there for a moment.
I contracted my pussy in order to him further inside,
and that he threw his head back on the sensation. Inch by excruciating inch he pushed his cock inside me, and each and every time I squeezed my pussy around him.
His cock felt wonderful as it filled me, but
I desired everthing inside me. I rolled sideways and rested my leg against his shoulder, and then he plunged his cock up in.
먹튀검증
شنبه 8 تیر 1398 05:01 ق.ظ
Cole and Ballack join big names including Fabio Aurelio, Thierry Henry, William Gallas,
David James, Juliano Belletti, Mikael Silvestre, Sol Campbell and Kris Boyd within the long report on free agents up for grabs come early
july, and following the World Cup, there is guaranteed to be huge rush
inside transfer market. Founded in 1846, AP has emerged as one of the most trusted sources of information and independent news.
Meanwhile, Chelsea winger Joe Cole is set to snub City and join his
present club's London rivals Arsenal following the summer.
צימרים
جمعه 7 تیر 1398 12:13 ب.ظ
Index Search Villas and lofts to book, search by region, find
in minutes a villa for rent by city, many different rooms
lofts and villas. Be thankful for the images and knowledge that they
have to supply you. The website is a center for every body the ads inside field,
bachelorette party? Enjoy a buddy who leaves Israel?

Regardless of the explanation you have to rent a villa for a
potential event or maybe a team recreation suited to any age.
The website is also center of rooms with the hour, which has already been another subject, for lovers who are looking
for an opulent room equipped for discreet entertainment which has a spouse
or lover. Whatever you are looking at, the 0LOFT website will make a try to find
you to find rentals for loft villas and rooms throughout Israel, North South and Gush
Dan.
נערת ליווי חיפה
پنجشنبه 6 تیر 1398 05:52 ق.ظ
Sexy2call Quick search and acquire the most recent results Get
a massage escort girl, discrete apartment or any perfect and indulgent recreation. Seeking escort girls?
Discrete apartments? Come up with a quick search by region, the most important portal in Israel for discreet apartments and escort girls,
several different youth ads that offers you service and guidance
you didn't know, do a search by city and find you the
dream girl for one more indulgence, business meeting?
Ads tend not to include and or provide and or encourage and or imply the provision of sexual services.
The ads are controlled by the many binding laws of the State of Israel.
נערות ליווי באשדוד
دوشنبه 3 تیر 1398 09:47 ب.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.
I'm having black coffee, he's which has a cappuccino.
They're handsome. Brown hair slicked back, glasses that fit his face, hazel eyes and the most amazing lips
I've seen. They are well-built, with incredible arms as well as
a chest that shines for this sweater. We're standing
in-front of one another talking about our lives, what you want money for
hard times, what we're interested in on another person. He starts telling me that they have been rejected a lot of times.


‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ',
I say He smiles at me, biting his lip.

‘Oh, I do not know. Everything happens for a good reason right.
But let me know, you wouldn't reject me, do you Ana?' He said.



‘No, how could I?' , I replied

"So, would you mind if I kissed you currently?' he said as I receive more detailed him and kiss him.

‘When don't ask, do exactly it.' I reply.

‘I prefer how you would think.' , he said.

Meanwhile, I start scrubbing my calcaneus in her leg, massaging it slowly. ‘So what can you wish in females? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘Everyone loves determined women. Someone to know what you want. Somebody that won't say yes even if I said yes. Someone who's unafraid when you attempt something totally new,' he says. ‘I'm never afraid when you try interesting things, especially with regards to making something mroe challenging in the sack ', I intimate ‘And Everyone loves women that are direct, who cut throughout the chase, like you recently did. For being
honest, which is a huge turn on.'
http://rtenerflyz.strikingly.com/
دوشنبه 3 تیر 1398 06:54 ق.ظ

Thanks. Numerous material!

cialis price in bangalore cialis tablets for sale cialis 5mg billiger cialis tablets australia generic cialis soft gels canadian cialis buy cialis cheap 10 mg cialis generisches kanada tadalafil 20mg deutschland cialis online
http://plumpebbval.strikingly.com/
یکشنبه 2 تیر 1398 02:54 ب.ظ

Cheers, Ample postings!

price cialis wal mart pharmacy calis preis cialis 20mg schweiz online cialis cialis sans ordonnance no prescription cialis cheap viagra vs cialis vs levitra cialis lilly tadalafi canada discount drugs cialis cialis 30 day trial coupon
http://amwarri.strikingly.com/
یکشنبه 2 تیر 1398 12:10 ق.ظ

You stated that perfectly!
buy cialis online nz cialis mit grapefruitsaft cialis pas cher paris cialis generique non 5 mg cialis generici cialis patentablauf in deutschland cialis coupon how to purchase cialis on line acheter du cialis a geneve cialis price in bangalore
http://habswalpo.strikingly.com/
شنبه 1 تیر 1398 07:22 ق.ظ

Whoa tons of terrific facts!
cialis super kamagra order generic cialis online cialis generico lilly cialis generico online cialis venta a domicilio cialis online holland side effects for cialis cialis tablets australia buy online cialis 5mg cialis sans ordonnance
buy cheapest cialis online
جمعه 31 خرداد 1398 03:14 ب.ظ

Thank you, Quite a lot of info.

cialis alternative we like it cialis price generic cialis with dapoxetine viagra cialis levitra cialis sans ordonnance we recommend cialis best buy acquistare cialis internet how to buy cialis online usa usa cialis online can i take cialis and ecstasy
http://atencha.strikingly.com/
پنجشنبه 30 خرداد 1398 11:07 ب.ظ

Cheers, Lots of stuff.

free generic cialis cialis official site safe site to buy cialis online cialis 50 mg soft tab preis cialis 20mg schweiz viagra vs cialis cialis prices in england are there generic cialis cialis in sconto legalidad de comprar cialis
http://disvaiza.strikingly.com/
پنجشنبه 30 خرداد 1398 03:56 ق.ظ

You actually suggested that exceptionally well!
cialis dosage where do you buy cialis cialis kamagra levitra cialis efficacit cialis 20mg preis cf cialis en 24 hora generic cialis 20mg tablets cialis 10mg prix pharmaci fast cialis online interactions for cialis
can you buy cialis online no prescription
چهارشنبه 29 خرداد 1398 12:00 ب.ظ

You actually mentioned that wonderfully!
cialis super acti venta de cialis canada cialis en 24 hora cialis professional from usa cialis farmacias guadalajara cialis savings card cialis manufacturer coupon are there generic cialis cialis en mexico precio cialis tablets australia
נערות ליווי בתל אביב
چهارشنبه 29 خرداد 1398 03:33 ق.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.

I'm having black coffee, he's which has a cappuccino. They are handsome.
Brown hair slicked back, glasses that fit his face, hazel eyes and the most wonderful lips I've seen.
He's nice, with incredible arms along with a chest that is unique with this
sweater. We're standing right in front of each other referring to our lives, what we really wish for money,
what we're trying to find on another person. He starts telling me that she has been rejected many times.



‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ', I
believe that He smiles at me, biting his lip.

‘Oh, I wouldn't know. Everything happens for reasons right.
But analyze, make use of reject me, do you Ana?' He
said.

‘No, how could I?' , I replied

"So, you wouldn't mind if I kissed you at this time?' he explained as I buy closer to him and kiss him.

‘Next time don't ask, accomplish it.' I reply.

‘I prefer the way you think.' , he said.

At the same time, I start scrubbing my high heel within his leg, massaging it slowly. ‘What do you like girls? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I like determined women. Someone you will never know what they want. Someone who won't say yes simply because I said yes. Someone who's not afraid of trying new things,' he says. ‘I'm never afraid when you attempt a new challenge, especially on the subject of making something mroe challenging in bed ', I intimate ‘And I like women who are direct, who cut over the chase, like you recently did. To get
honest, what a huge turn on.'
http://ballbannord.strikingly.com/
سه شنبه 28 خرداد 1398 07:39 ب.ظ

You actually explained it terrifically!
cialis professional yohimbe cialis rezeptfrei tadalafil acheter du cialis a geneve cialis 5 mg effetti collateral cialis tadalafil cialis kamagra levitra cialis prezzo in linea basso cialis 5 mg schweiz cialis 30 day sample
200 cialis coupon
دوشنبه 27 خرداد 1398 09:35 ب.ظ

Thanks, Great stuff.
enter site very cheap cialis cialis 5 mg scheda tecnica cialis 30 day trial coupon cialis 50 mg soft tab cialis 50 mg soft tab where to buy cialis in ontario estudios de cialis genricos buy generic cialis we recommend cheapest cialis what is cialis
viagra cialis buy uk
یکشنبه 26 خرداد 1398 05:32 ب.ظ

Thank you. Lots of info!

side effects for cialis look here cialis cheap canada cialis y deporte dosagem ideal cialis achat cialis en itali preis cialis 20mg schweiz prix de cialis prices for cialis 50mg does cialis cause gout buy original cialis
buy generic viagra cialis levitra
یکشنبه 26 خرداد 1398 02:53 ق.ظ

Really a lot of wonderful knowledge!
costo in farmacia cialis sialis cialis pills boards cialis tablets for sale cialis prezzo al pubblico il cialis quanto costa cialis pills boards buy cialis sample pack side effects for cialis walgreens price for cialis
http://prosidar.strikingly.com/
شنبه 25 خرداد 1398 01:05 ب.ظ

Amazing write ups, Regards!
how do cialis pills work we use it 50 mg cialis dose prezzo cialis a buon mercato 200 cialis coupon cialis generico in farmacia cialis soft tabs for sale tadalafil 20 mg only now cialis for sale in us cialis side effects generic cialis at walmart
http://trigdisco.strikingly.com/
جمعه 24 خرداد 1398 10:53 ب.ظ

Many thanks, I appreciate it!
buy cialis how do cialis pills work comprar cialis 10 espa241a buy name brand cialis on line we recommend cheapest cialis canadian discount cialis cialis sans ordonnance cialis super acti generic cialis 20mg tablets cialis manufacturer coupon
http://lidicon.strikingly.com/
جمعه 24 خرداد 1398 08:40 ق.ظ

Whoa a good deal of useful information!
cialis prezzo in linea basso only now cialis for sale in us tesco price cialis cialis 5 mg buying cialis overnight only now cialis 20 mg cialis 5mg billiger tarif cialis france achat cialis en itali cialis pas cher paris
Buy cialis
پنجشنبه 23 خرداد 1398 06:12 ب.ظ

Appreciate it. Numerous postings.

we like it cialis price cialis generic dose size of cialis canadian drugs generic cialis ou acheter du cialis pas cher comprar cialis 10 espa241a cialis sicuro in linea buy cialis cialis 5 mg scheda tecnica we choice cialis pfizer india
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30