تبلیغات
سیمای کوهمره سرخی( بزرگترین وبلاگ کوهمره) - پژوهشی درباره اجاق مشهدی محمد
سه شنبه 19 دی 1391

پژوهشی درباره اجاق مشهدی محمد

• نوشته شده توسط: ADMIN

مقدمه:مشهدی محمد انسانی صادق وپاکدامن و مومن بوده است که در ردیف عبادالله الصالحین قرار می گیرد.همانطور که در پایان نماز میخوانیم»السلام علینا وعلی عبادالله الصالحین«اما وی امامزاده هم نمی باشد.
سکونت:در تنگه تامو که هم اکنون زیارتگاه عاشقان وصاحبدلان کویش قرار دارد،درختان طبیعی به صورت امروزی نبوده وبه جای ان باغات فراوانی وجود داشته که مالکیت اغلب انها با مشهدی محمد بوده است واغلب درختان ان انگور بوده که چندین کارخانه ی شیره پزی هم وجود داشته است.تنگه ی تامو در واقع محل سکونت ییلاقی مشهدی محمد وقبیله ی او بوده است(از اوایل بهار تا پاییز)محل اصلی سکونت وی ودر واقع قشلاقش گرمسیر بوده است زیرا او اصالتا اهل دشتی گرمسیر بوده است.مسیر بازگشت او از قشلاق به ییلاق بعد از عبور از خانیک .نوجین به مسقان ومله گاله بوده ودوباره به تنگ تاامو برمی گشته است.وجه تسمیه اجاقو گفته می شود بعد از اینکه مشهدی محمد به گرمسیر می رود مردمان . ایلاتی که از تنگ تامو عبور میکردند متوجه می شوند که آتشی در منزل گاه مشهدی محمد روشن است و خاموش نمی شود که بعد از آن اعتقاد و اجاق در واقع همان چاله یا آتش است که به این معروف گشته است. البته روایتی دیگر این گونه است که آنها وقتی به ییلاق آمده بودند وسیله ای برای روشن کردن آاتش نداشته اند و همسر او چاله سال قبل را بر هم میزند و متوجه چندین زغال روشن زیر آن می شود که هم چنان روشن بوده است
شخصیت:
همان طور که در مقدمه هم گفتیم مشهدی محمد که بعضی نوشته ها به کربلائی هم معروف است انسانی بسیار مومن و صادق و از صالحین بوده است وی در حدود سال1100 هجری قمری میزیسته است به روایت علی ضامن آبسردی او در عالم خواب با امامزادگان و اولیا و بندگان صالح خدا در ارتباط بوده است و به او امر نهی می شده است به گفته وی حدود 73 خانوار تحت هدایت او بوده است .
فرزندان:
طبق گفته راویان محلی وآنچه روی تشت شیره پزی که گفته می شود وی هنگام رجعت از مشهد مقدس با خود آورده است نام پپ فرزندان پسر وی بر روی پسر وی جک شده است که بدین صورت است (ملا محمد شعیدو یا »سعید« و ملا عبدالله و کربلائی محمد مقیم و کربلائی محمد زمان و ملا عبداللصمد ولدان کربلائی محمد سرخی سنه ی 1124 که طایفه جیحون را تشکیل میدهند .
و بعضی از کرامات اجاق مشهدی محمد
-گفته شده که فردی به تنگه ی تامو رفته و کبریت نداشته است به کنار اجاقو می رود و کمی چاله اجاق را به هم می زندناگهان متوجه زغالی در زیذ آن می شود شبیه همان اتفاقی که برای همسر مسهدی محمد رخ داد
-فرد دیگری می گوید که سالها پیش د.و تا ا گوسفندانم را گم کرده بودم برادرم مرا تهدید کرده بود که اگر انها را پیدا نکنم مرا خواهد کشت وبه خانه برنگردم او م گوید تا شب هرهمه جا را گشته ولی انها رانیافتموبه اجاق مشهدی محمد پناه بردم وهمانجا خوابم برد وصبح کاه بیدار شدم دیدم دو تا گوسفندانم کنارم خوابیده اند.
-فر دیگری ساکن خارکان که براری سرزدن به حاجی ای در شئراب با اسب آمده بوداسب فرار کردو رفت ،اجاقو را صدا زدم وطلب اسبم کردم تا جایی بند شود تا جایی بند شود ومن ان را پیدا کنم دیدم چند ساعت بعد اسب درا د برمی گردد پیش ما.
- فر دیگری می گوید ب ایکی از افراد طایفه ی ترک از کنار اجاقو رد شدیم گفا این چیست گفتم هیچی بنایی الکی که جیحونها به ان اجاقو می گویند.چند قدم بیشتر نرفته بودیم که ناگهان ماری به دور گردنم پیچید واز ترس داشتم می مردم وهیچ کاری نمی توانستم از پیش ببرم در همین حال از اجاقو کمک خواستم وما رم مر رها کرد و رفت.


نظرات() 



foot pain bottom
دوشنبه 5 تیر 1396 07:34 ب.ظ
First of all I would like to say excellent blog! I had a quick question which I'd like to ask if you do not mind.
I was curious to find out how you center yourself and clear your mind before writing.
I have had a tough time clearing my mind in getting my thoughts out there.
I truly do take pleasure in writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes tend
to be wasted just trying to figure out how to begin. Any suggestions or hints?
Thanks!
lurleneHogarth.jimdo.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 11:08 ق.ظ
You should be a part of a contest for one of the greatest
blogs on the web. I am going to recommend this blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر