تبلیغات
سیمای کوهمره سرخی( بزرگترین وبلاگ کوهمره) - مطالب ابر دانشنامهٔ آزاد
دوشنبه 6 تیر 1390

خسرو قشقایی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

• نوشته شده توسط: ADMIN

خسرو قشقایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از خسرو خان قشقایی)
پرش به: ناوبری, جستجو
خسرو قشقایی
زادروز ۱۲۹۶
درگذشت ۹ مهر ۱۳۶۱
فیروزآباد
ملیت ایرانی
نام‌های دیگر خسروخان
پیشه از سران ایل قشقایی
والدین صولت‌الدوله قشقایی، خدیجه بی بی
گفتاورد «بدانید که انگلیسها دارند انتقام از ما می‌گیرند وانگلیسها من را کشتند و اینها عوامل انگلیس هستند.»

خسرو قشقائی سیاست‌مرد و از سران ایل قشقائی ایران بود. وی در ماجرای سمیرم نقش اصلی را بازی می‌کرد. در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای ملی از فیروزآباد نماینده شد و به وکالت مجلس شورای ملی رسید. در جریان نهضت ملی شدن نفت از مصدق حمایت کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد، همچون برادرانش، به خارج تبعید شد. تا سال ۱۳۵۷ در سوئیس زندگی می‌کرد و مدتی نشریه باختر امروز را منتشر می‌ساخت. او در سال ۱۳۶۱ به جرم جاسوسی، مبارزه مسلحانه علیه حکومت و اقدام علیه امنیت ملی محاکمه و در فیروزآباد فارس اعدام شد.

محتویات

[نهفتن]

اوان زندگی

خسرو قشقایی متولد ۱۲۹۶ شمسی معروف به خسروخان، پسر چهارم صولت‌الدوله ایلخان قشقائی بعد از ناصر ملک منصور و محمد حسین بود. ایل قشقایی به‌طور تاریخی بزرگ‌ترین وقدرتمندترین ایل عشایری در استان فارس و مناطق همجوار آن بود و خانوادهٔ خسرو خان قشقایی حداقل در قرن گذشته رهبری این ایل را برعهده داشتند.

در دورهٔ حکومت رضاشاه و تلاش برای گسترش فرمانروایی دولت مرکزی، صولت‌الدوله قشقایی با دولت دچار اختلاف شد و به زندان افتاد و جان خود را در زندان از دست داد. پس از شورش نافرجام قشقایی‌ها به فرماندهی ملک منصور خان علیه دولت، خسرو قشقایی نیز همراه با دیگر برادرش محمد حسین خان مجبور به ترک کشور و اقامت در اروپا شد.

در جریان اختلافات شاه و محمد مصدق در سال ۱۳۳۲، نیز برادران قشقایی یعنی ناصرخان، ملک منصورخان، محمدحسین خان و خسروخان قشقایی به‌عنوان سران ایل قشقایی از مصدق حمایت کردند و به تنها نیروی مسلحی که به حمایت از محمد مصدق تفنگ بدست گرفت تبدیل شدند.[۱] به همین دلیل پس از سرنگونی دولت مصدق و استقرار دولت سپهبد زاهدی، برادران قشقایی که بعضاً املاکشان مصادره شده بود مجبور به جلای وطن و اقامت در اروپا شدند و خسرو نیز تا سال ۱۳۵۷ در سوئیس زندگی می‌کرد.

قشقایی‌ها و حکومت جمهوری اسلامی

با سقوط حکومت پهلوی، قشقایی‌ها هم با انقلاب همراه شدند و ناصر خان و خسرو خان قشقایی نیز به ایران و محل قدرت خود یعنی فیروزآباد شیراز برگشتند و با استقبال گستردهٔ عشایر قشقایی روبرو شدند. حتی خسرو قشقایی از حوزه قیر برای مجلس انتخاب شد اما اعتبار نامهٔ وی تصویب نشد.

خسرو سیف دبیر کل حزب ملت ایران معتقد است که تا زمانی که آیت الله ربانی شیرازی زنده بود رابطهٔ حکومت با قشقایی‌ها خوب بود اما پس از اینکه وی در یک تصادف مشکوک کشته شد، حکومت فشار و تعرض بر قشقایی‌ها را آغاز کرد و آن‌ها هم به همین دلیل به کوه زدند و بر حکومت شوریدند. ولی اندکی پس از مهاجرت ناصر خان به خارج، خسرو خان بازداشت شد.[۲]

بازداشت و محاکمه

خسروخان قشقایی متهم به همکاری با دریادار مدنی استاندار وقت خوزستان علیه امنیت کشور شد و در سال ۱۳۶۱ در شیراز دستگیر شد. خسرو سیف معتقد است خسرو خان مدتی در کوه مقاومت کرد بعد به شیراز آمد و در منزل یکی از قشقایی‌ها لو رفت و بازداشت شد و از آنجا که در آن زمان در رأس اداره اطلاعات شیراز افرادی همچون مصطفی کاظمی و عالی خانی (متهمان پروندهٔ قتل‌های زنجیره‌ای در سال ۱۳۷۷) بودند وی را شکنجه و بعد اعدام کردند.[۳] بدین ترتیب که پس از بازداشت، یک مصاحبه با رسانه‌ها برای خسرو خان قشقایی ترتیب داده شد و وی در این مصاحبه به وابستگی به آژانس‌های جاسوسی خارجی اعتراف کرد و بعد از آن به جرم جاسوسی محاکمه و به جوخهٔ آتش سپرده شد. این رویداد همزمان بود با بازداشت، محاکمه و اعدام صادق قطب زاده وزیر خارجه حکومت جمهوری .صادق قطب زاده در ۲۴ شهریور اعدام شد[۴] و خسرو خان قشقایی ۹ مهر یعنی ۱۳ روز بعد. اتهامی که به خسروخان قشقایی وارد شد «مبارزه مسلحانه علیه حکومت» عنوان شد. حکومت معتقد بود خسرو خان قشقایی با حمایت محافل بیگانه اقدام به جمع‌آوری نیرو و تحرکات مسلحانه در رویارویی با انقلاب و جمهوری اسلامی کرده‌است.[۵] اما وی همانند برخی از مخالفانی که در آن سال‌ها اعدام شدند فرصت دفاع از خود در یک دادگاه علنی را پیدا نکرد.

حکم اعدام ایلخان قشقایی‌ها در فیروز آباد فارس کانون قدرت ایل قشقایی به مورد اجرا گذاشته شد.

پانویس

  1. دکتر بابک نادرپور. [ghashghayi.mihanblog.com کودتای ۲۸ مراد و قشقایی ها]. وبلاگ جمعیت جوانان قشقایی‌های مقیم تهران. بازدید در تاریخ ۲۹/۵/۲۰۰۹.
  2. [www.jebhemelli.net مصاحبه محسن برغندان، مسئول شاخه استان بوشهر حزب مرز پرگهر با خسرو سیف]. بازدید در تاریخ ۲ اکتبر ۲۰۱۰.
  3. [www.jebhemelli.net مصاحبه محسن برغندان، مسئول شاخه استان بوشهر حزب مرز پرگهر با خسرو سیف]. بازدید در تاریخ ۲ اکتبر ۲۰۱۰.
  4. روزنامه اطلاعات. ۲۴ شهریور ۱۳۶۱.
  5. روزنامه اطلاعات. ۱۰ مهر ۱۳۶۱.

نظرات() 


برچسب ها: خسرو قشقاییاز ویکی‌پدیا ، دانشنامهٔ آزاد ،
دوشنبه 6 تیر 1390

سرخیاز ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

• نوشته شده توسط: ADMIN

سرخی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

سُرخی یکی از ایلات کوه نشین جنوب ایران است.

ایل سرخی مرکب از شش طایفه‌است به نام‌های: ناصرو، بُگی، دهدار، جهین (جیحون)، شکره و جبارزار. نام این ایل در گویش محلی «سُهری» است و در دهه‌های اخیر به «سُرخی» معروف شده‌است. این ایل در منطقه کوهمره سرخی زندگی می‌کند. طبق برخی پژوهش‌ها، ایل سرخی از کهن‌ترین طوایف ایرانی است و قدمت آن به دوره ساسانی می‌رسد. عبدالله شهبازی، مردم‌شناس و پژوهشگر ایلات و عشایر ایران، در کتاب مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر معتقد است که ایل کنونی سرخی همان طایفه «سهرکی» است که نام آن در متون اولیه اسلامی ذکر شده و در «رم دیوان» اقامت داشته‌است. (بنگرید به: رموم فارس). مرکز استقرار طوایف شش گانه سرخی در دوره آل بویه در قلعه سهری بود. بقایای این قلعه باستانی در نزدیکی فیروزآباد موجود است. آخرین رئیس ایل سرخی حبیب الله شهبازی (۱۲۹۵-۱۳۴۳) بود که به علت شورش علیه حکومت پهلوی در مهر ۱۳۴۳ تیرباران شد.

منابع

  • ۱- عبدالله شهبازی، ایل ناشناخته: پژوهشی در کوه نشینان سرخی فارس، تهران: نشر نی، ۱۳۶۶.
  • ۲- عبدالله شهبازی، مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر، تهران: نشرنی، ۱۳۶۹.

نظرات() 


برچسب ها: دانشنامهٔ آزاد ،
دوشنبه 6 تیر 1390

حبیب‌الله شهبازیاز ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

• نوشته شده توسط: ADMIN

حبیب‌الله شهبازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

حبیب الله شهبازی (۱۲۹۵-۱۳۴۳) از سران عشایر جنوب بود که شورش گسترده عشایری سال‌های ۱۳۴۱-۱۳۴۲ را علیه حکومت پهلوی پدید آوردند.

حبیب الله شهبازی کوچک‌ترین فرزند شهباز خان سرخی (مقتول در ۱۲۹۵ ش.)، رئیس طوایف سرخی و کلانتر کوهمره سرخی، بود. در پی شورش عشایر فارس علیه حکومت رضاشاه پهلوی دو برادر او، سرمست خان (کلانتر کوهمره سرخی) و عبدالله خان، و تعدادی از خویشان او در سال ۱۳۱۱ ش. تیرباران شدند. حبیب الله شهبازی، که در این زمان ۱۶ سال داشت، به مدت یک سال زندانی شد و سپس تا شهریور ۱۳۲۰ و سقوط حکومت رضا شاه تبعید بود و اجازه اقامت در منطقه کوهمره سرخی را نداشت. با سقوط رضا شاه شهبازی، مانند بسیاری از سران تبعیدی ایلات و عشایر ایران، به منطقه خود بازگشت و بهمراه برادر بزرگش مسیح خان (متوفی ۱۳۳۵ ش.) ریاست منطقه را به دست گرفت. او تا سال ۱۳۳۵ ش.، که رسماً سمت «کلانتری» ملغی شد، کلانتر منطقه کوهمره سرخی بود.

در سال‌های ۱۳۲۰- ۱۳۳۲ شهبازی جزو اتحادیه غیررسمی از سران ایلات غیرترک فارس بود که علیه سلطه سران ایل قشقایی (ناصر خان و خسرو خان قشقایی) مبارزه می‌کردند.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برادران قشقایی تبعید شدند ولی اقتدار سران طوایف غیر ترک فارس تداوم یافت. سرانجام، در سال ۱۳۴۱ حکومت پهلوی تهاجم برای سرکوب ایلات غیرترک فارس را آغاز کرد. شهبازی در واکنش به اقدامات ضدعشایری حکومت پهلوی از پاییز ۱۳۴۱ شورش گسترده‌ای را در منطقه کوهستانی کوهمره سرخی آغاز کرد و قریب به شش ماه به مبارزه مسلحانه علیه ارتش پرداخت. طبق اسناد منتشرشده شهبازی با روحانیون سرشناس شیراز، آیت‌الله شیخ بهاءالدین محلاتی و آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب، در ارتباط بوده است. او در یکی از اعلامیه‌هایش خود را «فدوی اسلام، روحانیین و آیت‌الله خمینی» خوانده‌است. او در اعلامیه دیگر از منشور کنگره جبهه ملی ایران حمایت کرده و خواستار «آزادی فوری جناب آقای دکتر محمد مصدق و سایر زندانیان سیاسی و آزادی مطبوعات و انحلال سازمان مخوف امنیت و اطلاعات و رهایی آزادیخواهان از قید و بند تبعید داخل و خارج شده است.» او افزوده: «عشایر فارس نه تنها مخالف اصلاحات ارضی و اجتماعی و آزادی دهقانان» نیستند «بلکه هرگونه اصلاحات اساسی و مترقیانه را که با تصویب نمایندگان واقعی و به دست دولت برگزیده ملت و در حدود قانون اساسی و رعایت اعلامیه حقوق بشر صورت گیرد صمیمانه پشتیبانی می‌کنند.» [سیاهپور، قیام عشایر جنوب، صص 241-249]


حکومت پهلوی با اعزام سپهبد بهرام آریانا (ارتشبد بعدی) به فارس، به عنوان فرمانده «نیروهای جنوب»، به سرکوب شدید شورش دست زد. شهبازی سرانجام در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۲ پس از دریافت تأمین جانی خود را تسلیم نمایندگان اعزامی حکومت (سرلشکر سیف الله همت، سرهنگ مسعود حریری رئیس ساواک و جمشید کوششی) کرد. معهذا، او در دادگاه ویژه زمان جنگ در شیراز محاکمه و به تیرباران محکوم شد و در سحرگاه ۱۳ مهر ۱۳۴۳، بهمراه پنج تن دیگر از سران عشایر فارس (فتح الله حیات داوودی، حسینقلی رستم، جعفرقلی رستم، ناصر طاهری، خداکرم ضرغامپور)، در میدان تیر شیراز تیرباران شد.

منابع

۱- کشواد سیاهپور، قیام عشایر جنوب، 1341- 1343، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1388.

2- عبدالله شهبازی، ایل ناشناخته: پژوهشی در کوه نشینان سرخی فارس، تهران: نشرنی، ۱۳۶۶.

3- باقر پیرنیا، گذر عمر: خاطرات سیاسی باقر پیرنیا، تهران: نشر کویر، ۱۳۸۲.

4- «ما برای یاری امام برخاسته‌ایم»، روزنامه جام جم، پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۴، صفحه ۱۰. [۱]

5- کشواد سیاهپور، «نهضت امام خمینی و قیام عشایر جنوب (۱۳۴۱-۱۳۴۳)»، فصلنامه مطالعات تاریخی، سال سوم شماره دوازدهم، بهار ۱۳۸۵، صص ۲۹- ۷۳. [۲]

6- سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی، تهران: موسسه چاپ و نشر عروج، چاپ پانزدهم، 1381، صص 404-405.

7- غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، تهران: انتشارات رسا، جاپ ششم، 1379، ج 1، صص 288-


نظرات() 


برچسب ها: حبیب‌الله شهبازیاز ویکی‌پدیا ، دانشنامهٔ آزاد ، حبیب‌الله شهبازیاز ویکی‌پدی ا ، دا نشنامهٔ آزاد ،